پایگاه جامع شهدا

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3

شهید احمد شادی

۱۳۶۲/۰۱/۲۲ - ۱۳۴۵/۰۳/۰۳

اطلاعات هویتی

نام:
احمد
نام خانوادگی:
شادی
نام پدر:
علي
سن:
16 سال
وضعیت تاهل:
مجرد
دسته‌بندی:

تحصیلات و شغل

تحصیلات:
سوم راهنمایی
شغل:
محصل

اطلاعات جغرافیایی

محل تولد:
آبدولی
محل زندگی:
محل اعزام:
محل شهادت:
شرهانی
محل مزار:
سبخی - لوح یادبود

اطلاعات نظامی

مسئولیت:
سابقه فعالیت:
تیپ:
لشکر:
گردان:
گروهان:
دسته:

اطلاعات شهادت

تاریخ شهادت:
۱۳۶۲/۰۱/۲۲
نحوه شهادت:
وضعیت پیکر:
مفقودالاثر

زندگی‌نامه

((زندگی نامه))
در سال 1345 در روستای آبدولی از توابع شهرستان لامرد در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود . دوران کودکی را در خانواده ای مستضعف و مذهبی و در محیطی آرام در روستا سپری نمود پدرش کشاورز زحمتکشی بود . اوهفت ساله بود که جهت فرا گرفتن علم و دانش پا به عرصه مدرسه گذاشت . دوران ابتدایی را در روستا با موفقیت به پایان رسانید . و سپس دوران راهنمایی را در مدرسه شهید اندرزگو لامرد ادامه داد . دوازده ساله بود که از پس دیوارهای بلند کودکی گرمای دستان مردی را احساس کرد که درخت سبز رویاهایش را با زلال زمزم عشق آبیاری میکرد . با پیروزی انقلاب اسلامی همچون سایر مردم منطقه در جشنهای پیروزی انقلاب و مراسمات حضوری پر رنگ داشت . بسیار سخت کوش و پرتلاش بود و به عضو بسیج در آمد و بیشتر اوقات فراغتش را در پایگاه بسر می برد . هنگامی که ارتش عراق به خاکهای میهن حمله کرد او که چهارده سال از بهار زندگی اش میگذشت به فرمان امام لبیک گفت و در تاریخ 08/11/1360 بهمراه تعدادی از جوانان روستا راهی میادین نبرد گردید . و پس از سه ماه به زادگاهش بازگشت و به تحصیل ادامه داد . آشنایی او با شهید نمازی موجب شده بود که مجدداٌ راهی مناطق جنگی گردد . و این بار به منطقه عملیاتی جنوب اعزام و در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کرد .

وصیت‌نامه

وصيتنامه دانش آموز شهيد احمد شادی فرزند:علی محل تولد:آبدولی تاريخ تولد:3/3/1345 محل شهادت : شرهانی تاريخ شهادت :22/1/1362 به جاي وصيتنامه سال 1345 در روستای « آبدولی» از توابع شهرستان لامرد در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در محیط آرام زادگاهش سپری کرد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی در آبدولی، دوران راهنمایی را در مدرسه شهید اندرزگو لامرد، ادامه داد. دوازده ساله بود که از پسِ دیوارهای بلند کودکی، گرمای دستان مردی را احساس کردکه درخت سبز رؤیاهایش را با زلال زمزم عشق، آبیاری می کرد. هنگامی که جنگ عراق علیه ایران،جبهه ای به گستره تاریخ، فراروی رهپویان طریق حق گشود، غرق در شکوفه های چهاردهمین بهار زندگانی خود بود. در تاریخ 18/11/1360 رهسپار جبهه شد.سه ماه بعد به خانه بازگشت و به تحصیل ادامه داد. آشنایی با شوریده حالی عاشق به نام «احمد نمازی»، دوباره او را به جبهه کشاند. در عملیات والفجر مقدماتی، در سماعی عاشقانه رقصی نمایان کرد. سرانجام در حالی که از زخمهای خمپاره بی تاب بود، به لقای پروردگار شتافت. مَی وصل گوارایش باد