پایگاه جامع شهدا

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3

شهید ابوالحسن رضایی

۱۳۶۱/۰۳/۰۲ - ۱۳۳۶/۰۷/۲۹

اطلاعات هویتی

نام:
ابوالحسن
نام خانوادگی:
رضایی
نام پدر:
عبدالحسين
سن:
24 سال
وضعیت تاهل:
متاهل
تعداد فرزندان:
دسته‌بندی:

تحصیلات و شغل

تحصیلات:
دوم راهنمایی
شغل:
پاسدار

اطلاعات جغرافیایی

محل تولد:
لامرد
محل زندگی:
محل اعزام:
محل شهادت:
خرمشهر
محل مزار:
لامرد

اطلاعات نظامی

مسئولیت:
سابقه فعالیت:
تیپ:
لشکر:
گردان:
گروهان:
دسته:

اطلاعات شهادت

تاریخ شهادت:
۱۳۶۱/۰۳/۰۲
نحوه شهادت:
وضعیت پیکر:
مشخص

زندگی‌نامه

نوجوانی سیه چرده در میدان مرکزی جزیره رو به عکسی ایستاده بود ، قطرات بلورین اشک گونه هایش را نوازش می داد.
او در آینه ی خاطراتش کسی می دید که از دور دست ها آمده بود و از انقلاب سخن می گفت. همان که در شب های دم
کرده و شرجی " لاوان " خوراک و آذوقه به تهیدستان می رساند. شهید رضایی در سال 1336 در شهر " لا مرد " متولد
شد. خواندن قرآن را در مکتب خانه فرا گرفت و تحصیلاتش را تا دوم راهنمایی در لا مرد ادامه داد.مدت 5 سال در کشور
کویت کار و تجارت کرد آنگاه به جزیره ی لاوان رفت و خدمت به مردم محروم را پیشه ی خود ساخت. شخصیت شهید
رضایی در جزیره شکوفا شد آنجا بود که روابط اجتماعی را شناخت و به پیروی رهبر فقید انقلاب به مبارزه نظام ستم
شاهی پرداخت. پس از انقلاب با دعوت از جهاد سازندگی، آغازگر فعالیت های عمرانی در جزیره گردید و پس از آنکه
فعالیت های جهاد رو به سامان رفت، وارد سپاه پاسداران شد.

وصیت‌نامه

وصیّت نامه پاسدار شهید برادرابوالحسن رضایی با نام خدا وصیّت نامه ام را شروع می کنم. باری قدم درراهی می گذاریم که فقط هدف خدا و یاری دین خدا می باشد و از خدای منّان می خواهم که تمام گناهان گذشته ام را ببخشد . وبدانید برادران ودوستان راهی که برگزیده ام تنهاعلاقه وعشق واقعی که به خدا پیدا کرده ام مرا به این راه سوق داد , و دیگر تو ای مادر خوبم میدانم که تو هم مرا عزیزتر از علی اکبرن می دانی . آنگاه که مرا به یاد می آوری ازغریبی و مظلومی حسین(ع) یاد کن تا شاید ناراحت نباشی ومبادا که ازفراق من گریه کنی زیرا ممکن است دشمنان اسلام شاد شوند. واما توهمسرم , میدانم که استوار هستی مانند کوه . وهرگز ناراحت نخواهی شد زیرا شوهر تو آگاهانه راهش را انتخاب کرد و تو خود همیشه برایم می گفتی و من از تو می خواهم که فرزندانم را آنچنان تربیت اسلامی کنی که انشاءالله در موقع حضور آقا امام زمان(عج) سربازانی باشند که دررکاب او و در خدمت او باشند و تو ای پدرم (دایی ام ) با تو هستم میدانی که من تو را چون پدر واقعی خود حساب می کرده ام وحال ازتومی خواهم که مادرم وهمسرم وکودکانم را پدری کنی ومبادا گریه کنند . وتوای برادرخوبم , میدانم که درقلبت همان است که درقلب من است , برادر با کودکان آنچنان رفتار کن که هرگزاحساس کمبود نکنند ...درپایان ازهمه دوستان وفامیل و نزدیکان می خواهم که مرا حلال کنند... ومرا در کنار قبر شهید حسین زاده دفن کنند . والسّلام _30/1/61_ابوالحسن رضایی