پایگاه جامع شهدا

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3

شهید محمد دیانت

۱۳۶۱/۰۱/۰۵ - ۱۳۴۴/۰۱/۰۲

اطلاعات هویتی

نام:
محمد
نام خانوادگی:
دیانت
نام پدر:
عباس
سن:
17 سال
وضعیت تاهل:
مجرد
دسته‌بندی:

تحصیلات و شغل

تحصیلات:
سوم راهنمایی
شغل:
پاسدار

اطلاعات جغرافیایی

محل تولد:
کهوردان
محل زندگی:
محل اعزام:
محل شهادت:
شوش
محل مزار:
گلزار شهدای محله کهوردان

اطلاعات نظامی

مسئولیت:
سابقه فعالیت:
تیپ:
لشکر:
گردان:
گروهان:
دسته:

اطلاعات شهادت

تاریخ شهادت:
۱۳۶۱/۰۱/۰۵
نحوه شهادت:
وضعیت پیکر:
مشخص

زندگی‌نامه

سال 1344 در خانواده ای متوسط در محله ی " کهوردان " از توابع شهر لا مرد به دنیا
آمد. تحصیلاتش را تا سوم راهنمایی ادامه داد و با شروع انقلاب اسلامی در جستجوی
گمشده ی خویش به دریای بی کران انقلاب پیوست. پس از پیروزی، وارد بسیج
مستضعفین شد و در سال 1360 با تشکیل سپاه لا مرد، عضو فعال این نهاد مردمی
گردید. در بهمن ماه 1360 در حالی که تنها هفده بهار از عمر شریفش می گذشت، به
جبهه های نبرد حق علیه باطل رفت. در وصیت نامه اش نوشت : « من راه خود را یافته
ام و گام در راهی گذاشته ام که پایانش برایم روشن است ».

وصیت‌نامه

وصیت نامه پاسدار شهید محمد دیانت عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بخش لامرد بسم ربا لشهداء به نام ایزد یکتا ، به نام رب بی همتا و به نام خدائی که مرا آفرید و مرا جان داد تا که در راهش جان فدا کنم . و به نام آن کسی که به من تحرک داد که از خود انسانی آگاه و فداکار باشم و با درود فراوان به ابر مرد تاریخ ، مرد تقوا و مرد عمل ، خمینی روح خدا فرمانده کل قوا ، وبا درود بیکران به شهدای صدر اسلام ، از اولین شهید و تا آخرین شهید کربلای ایران وصیت نامه خود را شروع می کنم . هم اینک که به جبهه می روم و راه پر مخاطره ای پشت سر می گذارم و به صراط مستقیم قدم می نهم امیدوارم که مورد قبول خدای خود گردم و من امیدوارم که در این راهی که انتخاب کرده ام سرافراز بیرون بیایم . شهادت یک نعمتی است گران قیمت که هر کس دارائیش به آن نمی رسد که این گوهر گرانبها را بخرد ، خاهرم و برادرم بدان که برادر تو به راهی قدم گذاشته است که پایان آن برایش روشن و مسیر خط آن که همان اسلام واقعی است برایش واضح است لذا بر تو است که حجابت را حفظ نمائی و خود را از آلودگی ها دور نمائی ، خواهر عزیزم حجاب سیاه تو خیلی بیشتر از خون سرخ من ارزش دارد ، ما خون دادیم تا که پیکر اجتماع را از شر فسادها حفظ نمائیم . با شما برادران و خواهران عزیز سخن می گویم سخنی که از قلب و آخرین لحظات زندگیم را برای شما درج می نمایم ، مبادا که رهنمودهای امام عزیز را از یاد ببرید و مبادا که شعار استقلال ، آزادی ،جمهوری اسلامی ، را از یاد ببرید . و اما تو ای برادرم ، محمود و یوسف – و خواهرانم ، صغری و کبری و حسنیه ، مبادا که در عزایم اشک بریزید و گریه کنید ، من دلم می خاهد که شما شادی و سرور نمائید و در انظار مردم افتخار کنید که این چنین برادری داشته اید ، روزهای پنجشنبه که بر مزارم پای می نهید سعی نمائید اشکی که می ریزید در اطراف قبرم بریزید تا این که این اشک ها آبی باشد برای رشد خاک هائی که بدان پای دشمن را زخمی نماید و اما تو ای مادرم : مادر عزیزم ، مادری که مرا در دامان پاکت پرورش کردی ، گریه برایم نکن چون که با گریه کردنت دشمن من و تو خوشحالی می کند ، مادر من بنده حقیر مدیون زحمات جبران ناپذیر تو هستم من نمی دانم در این راهی که میروم تو را خوشحال کرده باشم یا نه . پدر عزیزم به یاد می آورم آن روزهائی که مرا خداحافظی می کردی و مرا در آغوش گرمت دلگرمی می دادی ، همچون حسین ، بردبار باش ، خیال کن که مرا همچون علی اکبر حسین فدای اسلام میکنی ، پدر جان اگر به افتخار شهادت نائل شدم و جسدم به دستت رسید مرا بغل قبر شهید بی سر حمزه مژده به خاک بسپارید تا با ان برادرم هم صحبت شوم . در پایان پیروزی هر چه سریعتر اسلام و مسلمین بر کفر جهانی از خدای خود خواستارم . پدر جان اگر به افتخار شهادت نائل گشتم هر چه از لباس و چیز دیگر دارم به کمیته امداد جهاد سازندگی لامرد تحویل دهید و اگر پولی در بساط دارم به دفتر تبلیغات بسیج جهت تبلیغ برای برادران محروم تحویل دهید .والسلام ، برادر کوچک شما محمد دیانت .