پایگاه جامع شهدا

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3

شهید عباس محمدی

۱۳۸۶/۰۶/۲۴ - ۱۳۶۴/۰۵/۱۰

اطلاعات هویتی

نام:
عباس
نام خانوادگی:
محمدی
نام پدر:
علی نقی
سن:
22 سال
وضعیت تاهل:
مجرد
دسته‌بندی:

تحصیلات و شغل

تحصیلات:
پنجم ابتدایی
شغل:
سرباز

اطلاعات جغرافیایی

محل تولد:
علامرودشت
محل زندگی:
محل اعزام:
محل شهادت:
میرجاوه
محل مزار:
اشکنان

اطلاعات نظامی

مسئولیت:
سابقه فعالیت:
تیپ:
لشکر:
گردان:
گروهان:
دسته:

اطلاعات شهادت

تاریخ شهادت:
۱۳۸۶/۰۶/۲۴
نحوه شهادت:
وضعیت پیکر:
مشخص

زندگی‌نامه

باسمه تعالی
((زندگی نامه))
در تاریخ 10/05/64 در خانواده ای پر جمعیت و مستضعف کارگری کودکی متولد شد که نام او را عباس گذاشتند . دوران کودکی خود را در کانون گرم خانواده سپری نمود و در سن هفت سالگی جهت تحصیل وارد مدرسه علامرودشت گردید و تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند و سپس به دلیل مشکلات مالی و عیالواری خانواده درس و مشق را کنار گذاشت و بمنظور کمک به خانواده بهمراه پدر به کارگری مشغول گردید. او بسیار مهربان و دلسوز بود و به همه احترام می گذاشت . عاشق اهل بیت بود و در مراسمات اباعبدالله با سرو جان در خدمت عزاداران بود . نماز و روزه اش ترک نمی شد و در گرمای تابستان با زبان روزه کارگری می نمود . خنده از روی لبانش محو نمیشد و در بین فامیل همیشه مورد احترام بود . با نزدیک شدن خدمت سربازی اش مشتاقانه خود را معرفی کرد و بهمراه تنی چند از دوستانش جهت خدمت مقدس سربازی اعزام و بعد از گذراندن دوران آموزشی جهت پاسداری از مرزهای کشور به سیستان و بلوچستان اعزام و در منطقه میر جاوه محل عبور مرور قاچاقچیان و اشرار مسلح مستقر گردید.
در تاریخ 24/06/86 شهید عباس بهمراه یکی از درجه داران پاسگاه جهت گشت زنی با موتور سیکلت از پاسگاه خارج میگردند و پس از مدتی به خودروی مشکوک تعقیب و گریز را آغاز نموده اند و پس از مدتی با قطع تماس آنها یک اکیپ از پاسگاه به محل اعزام و بعد از ساعتها جستجو پیکر پاک آن دو عزیز خارج از جاده اصلی کشف میگردند. و آن دو سرباز امام زمان (عج ) دعوت حق را لبیک و به فیض عظیم شهادت نائل میگردند. "روحش شاد باد"

وصیت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحیم انا فتحنا لک فتحاً مبینا با درود و سلام بی پایان به رهبر کبیر انقلاب و امید مستضعفان امام خمینی بارالها مرگ طوری بر ما عطا کن که خواری در آن نباشد لذا مرگ در راه اسلام برایم افتخار است که صد بار کشته بشوم و زنده گردم من از راه دور و دراز آمده ام تا اینکه در کنار همرزمان و دیگر برادرانم با کفار بعثی بجنگم و با نثار خون سرخ خویش درخت اسلام را آبیاری کنم و این ملت رنجیده را از قید و بند اسارت رهائی بخشم . برادر و خواهر مسلمان بدانید که من با شادمانی میجنگم و مبارزه میکنم تا اینکه کاخ فرعونیان زمان ویران کنم آرزو دارم که از دست آوردهای شکوهمند اسلامی پاسداری کنم و سرانجام شهید شوم تا اینکه خدمتی به اسلام کرده باشم و با همرزمانم هر لحظه پیش می تازم و با نعره الله اکبر دشمن زبون را سست و نابود نمایم و آرزو دارم که به اهداف امام خمینی جامعه عمل پوشم و بخون خویش بغلطم و ندای ما که ندای حق است بگوش جهانیان برسانیم و ابر قدرتهای شرق و غرب بدانند که ما ملتی قهرمان و دلیر هستیم که با تکیه به خدا پشت ابرقدرتهای از خدا بی خبر بزمین خواهیم زد بخصوص آمریکای پست و جنایتکار . برادر و خواهر مسلمان من از شما تقاضا دارم که همیشه همدوش باشید تا این انقلاب پرشکوه بثمر برسانیم و سرسختانه مبارزه کنید و قدراین انقلاب را بدانید . آیا انقلابی که با خون چنین فرزندان پاک مانند گلهای باغ اسلام بهشتیهاو مطهریهاو رجائیها و دستغیبها آبیاری شده باشد چنین اسلامی آیا سزاوار نیست که ما جان خود را تقدیم او کنیم مگر خون ما از خون اینهمه جوان سرختر است آنهم در راه دین اسلام و قرآن اگر چه ما فکر کنیم و دین اسلام را درک کنیم و به آن پی ببریم که آیا ائمه ما چه هدفی داشتند که یکی پس از دیگری یا به زهر یا به شمشیر با وجودی که می دانستند جا خویش را فدای اسلام می کردند آن وقت همه چیزها برای ما روشن بود ولی توانستیم به راحتی از دستورات قرآن بهره ببریم و احکام دین مبین را پیاده کنیم و به زر و برق دنیا کمت توجه داشته باشیم . اما شما مادرم از شما می خواهم که مرا حلال کنید که اگر لیاقت یافتم و به درجه رفیع شهادت نائل آمدم و روزی بجای من جنازۀ من بطرف شما آوردند مبادا گریه کنید و صبر و شکیبایی پیشه کنید که فردای قیامت نزد فاطمه زهرا روسفید خواهید بود . مادر جان اگر چه زحمتهای زیادی کشیدی و نیمه های شب مرا پرورش دادی در برابر این فیض صبر کن مانند زینب که بعد از شهادت حسین و یاران دستها را بسوس آسمان بلند کرد و گفت دایا این قربانی را از آل محمد قبول فرمای و شما نیز دستهای خود را بسوی آسمان بلند کرده و بگوئید خدایا این قربانی را هم از ما قبول فرمای از برادران و خواهران تقاضا دارم از برای من هیچ گونه غم و اندوهی بخود راه ندهید . و شما ای همسر عزیزم نوید میدهم که در روز قیامت سربلند خواهید بود و با فرزندم نیکو باشید . و دوستانم شما بدانید که وظیفه شماست که تحت امر امام باشید و فرمانهای او را بجای آوریدو بنده را در صورت شهادت در قبرستان وراوی نزد گلهای پرپر شده دهستان دفن نمائید. حکیمان این گهر را نیک گفتنند علاج دردها را صبر گفتند (عباس محمدی )والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته