پایگاه جامع شهدا

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3

شهید مصطفی امیری

۱۳۷۶/۰۵/۱۲ - ۱۳۳۸/۰۱/۰۱

اطلاعات هویتی

نام:
مصطفی
نام خانوادگی:
امیری
نام پدر:
محمد
سن:
38 سال
وضعیت تاهل:
متاهل
تعداد فرزندان:
دسته‌بندی:

تحصیلات و شغل

تحصیلات:
دیپلم
شغل:
پاسدار

اطلاعات جغرافیایی

محل تولد:
لامرد
محل زندگی:
محل اعزام:
محل شهادت:
بیمارستان شیراز
محل مزار:
لامرد

اطلاعات نظامی

مسئولیت:
سابقه فعالیت:
تیپ:
لشکر:
گردان:
گروهان:
دسته:

اطلاعات شهادت

تاریخ شهادت:
۱۳۷۶/۰۵/۱۲
نحوه شهادت:
وضعیت پیکر:
مشخص

زندگی‌نامه

شرحی بر زندگی سردار شهید حاج مصطفی امیری



فرزند :محمد
محل تولد: محله ی کریم آباد
تاریخ تولد:9/8/1338
محل شهادت:شیراز- جراحات اسارت
تاریخ شهادت:13/5/1376
نهضت خونین حسین (ع) دو چهره داشت « خون و پیام » در واپسین ساعات روز عاشورا و با شهادت آن خورشید عالم تاب و 72 ستاره ی گرد وجودش، « فصل خون» پایان و « فصل پیام » آغاز شد. کربلا می مرد اگر زینب نبود. به راستی که این خون می خشکید، اگر در پیام حل نمی شد. اینجا دیگر اسیر نوای آزادی سر می دهد و خطبه، خون را به جوش می آورد تا قیامتی در کوفه و محشری در شام به پا کند.
در انقلاب شکوهمند اسلامی نیز جمعی به مصداق «مِنَ المَؤمِنینَ رِجالٌ صَدَ قُوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیهِ» جان باختند تا میراث خونشان با پیام ما به همه عالم برسد و جمعی دیگر به مصداق «وَ مِنهُم مَن یَنتَظِر» سالها در انتظار شهادت، زجر اسارت کشیدند تا آزادی ارمغانشان باشد. و وقتی آزاد شدند باز هم از پای ننشستند و به تبیین اهداف انقلاب اسلامی و دفاع مظلومانه رزمندگان اسلامی پرداختند .سردار شهید حاج مصطفی امیری، یکی از این خیل اسیر، آزاده و شهید است.
طلوع این ستاره تابناک در نهم آبان ماه سال ۱۳۳۸ در محله ” کریم آباد ” لامرد در خانواده ای اصیل و با ایمان به ثبت رسیده است .. تحصیلات ابتدایی را در دبستان قطب الدین و دوره راهنمایی را در لامرد پشت سر نهاد. امرار معاش، او را به کشور امارات کشاند و پس از چندی با کوله باری از تجربه، به زاد گاهش باز گشت. در سپیده دم انقلاب که به تدریج ریشه های فساد و تباهی از باغ به خزان رسیده ی میهن برچیده می شد، پس از 17 ماه خدمت سربازی، از پادگان ارتش فرار کرد و به صف مبارزان پیوست. پس از پیروزی انقلاب، وارد سپاه پاسداران لارستان گردید. در سال 1359 با خانواده ای متدین ازدواج کرد و در آغاز ین روزهای جنگ، با اصرار فراوان داوطلب جبهه شد. در جبهه، فرماندهی گروه شناسایی را در سرزمین آتش خیز آبادان بر عهده داشت که در دی ماه 1359 به چنگ دژخیمان بعثی افتاد و به اسارت ارتش بعث در آمد .از آن پس دوره ی طولانی فرا ق را طی 9 سال و شش ماه در زندان های کرکوک، عنبر و موصل سپری کرد.و در شهریور ماه 69 وقتی آفتاب وجود ش در پس شب های طولانی انتظار، طلوع کرد، چون رواقی بردست های هزاران عاشق شوریده تا محفل کنعانی خانواده جاری شد..با باز گشت از سفر اسارت، مدتی مسئولیت ستاد آزادگان شهرستانهای لامرد و مهر را به عهده گرفت تا خدماتی هر چند ناچیز به این عزیزان ارائه دهد. در فیلمهای مستندی که از او باقی است، خودش از شکنجه های ناجوان مردانه رژیم بعث عراق سخن به میان آورده است که گوش، یارای شنیدن و قلب، یارای تحمل آن را ندارد.
آری دیری نپایید که آثار شکنجه بر آن تن رنجور نمایان شد و اورا به انزوای بیمارستان کشاند. سر انجام پس از یک دوره طولانی بیماری، بار سفر بست. آرامگاه او تجسم خاطرات قهرمانان جنگ است که چشمان بارانی را به زیارت فرا می خواند.
شهد شیرین وصال گوارای وجود پاکش باد

وصیت‌نامه

وصیت‌نامه شهید هنوز ثبت نشده است