پایگاه جامع شهدا

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3

شهید حبیب علیپور

۱۳۶۷/۰۴/۱۸ - ۱۳۳۵/۰۱/۰۲

اطلاعات هویتی

نام:
حبیب
نام خانوادگی:
علیپور
نام پدر:
محمد
سن:
32 سال
وضعیت تاهل:
متاهل
تعداد فرزندان:
دسته‌بندی:

تحصیلات و شغل

تحصیلات:
ششم قدیم
شغل:
جهادگر

اطلاعات جغرافیایی

محل تولد:
لامرد
محل زندگی:
محل اعزام:
محل شهادت:
آبادان
محل مزار:
چاه رئیسی

اطلاعات نظامی

مسئولیت:
سابقه فعالیت:
تیپ:
لشکر:
گردان:
گروهان:
دسته:

اطلاعات شهادت

تاریخ شهادت:
۱۳۶۷/۰۴/۱۸
نحوه شهادت:
وضعیت پیکر:
مشخص

زندگی‌نامه

باسمه تعالی
((زندگی نامه))
در تاریخ 02/01/1335 در روستای چاه قائدی از توابع شهرستان لامرد دیده به جهان گشود . دوران کودکی را در سایه پر مهر و محبت خانواده و مردم با محبت روستا سپری نمود . هفت ساله بود که جهت فرا گرفتن علم و دانش به دبستان روستا رفت و تا کلاس ششم قدیم درس را ادامه و سپس وارد بازار کار گردید . قلبی پاک و سرشار از عشق به مردم داشت و همیشه آماده خدمت رسانی به مردم بود . مهربانی و خوشروی یکی از ویژیگیهای او محسوب می شد . در تظاهرات و اجتماعات مردمی دوران انقلاب حضوری فعال داشت و هم زمان با تجاوز استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی او در خارج از کشور بود که سریع خود را به وطن رسانید و در جها سازندگی مشغول بکار گردید . روح بلندش آرام قرار نداشت و پس از تلاشهای زیاد موفق شد خود را به جبهه ها برساند . او در عملیات قهرنامانه بیت المقدس که به آزاد سازی خونین شهر گردید حاضر بود و در کنار سایر رزمندگان شجاع حماسه ها آفرید . بار دوم نیز در عملیات محرم در منطقه شرهانی و دهلران و عین خوش صورت گرفت شرکت کرد و اینار هم پیروزمندانه به زادگاهش بازگشت . او برای بار سوم عازم میدان نبرد شد واین سفر با بقیه سفرهایش فرق محسوسی داشت و خداحافظی او با همسر و فرزندانش و با پدر و مادرش خیلی تفاوت داشت نگاهایش و لبخند او حکایت دیگری بود . و سرانجام در تاریخ 18/04/1367 هنگام عبور از پل مارد در آبادان مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن قرار گرفت و پیکر پاکش بر خاک گرم آبادان افتاد و به آرزوی دیرینه خود رسید .

وصیت‌نامه

((وصـیت نامه )) بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم بسم رب الشهداء و الصدیقین خدایا توشاهدی که چیزی عزیزترازجانم ندارم تا فدای اسلام و قرآن کنم . چندین سال ازعمرم گذراندم وبقیه خط قرمزبرویش کشیدم. با درود به رهبرکبیرانقلاب وبنیان گذارجمهوری اسلامی وسلام به ملت شهیدپرورایران وصیت نامه ام راشروع می کنم . باتوکل به خداوند باریتعالی که هستی ونیستی در ید قدرت اوست . وبه همراه حمدوستایش اوکه نعمات خود را برما ارزایی داشته سپاس گذارم ،گذشته ازاین که من ازلحاظ مادی چیزی ندارم که بخواهم برای آنها تکلیف معین کنم ، ولی آنچه بعنوان سفارش بخاطرم می رسد به روی کاغذ می آورم . من درزندگی کوتاهی که داشتم گناهان بسیاربزرگی کردم که فکرنمی کنم خداوندباری تعالی به این سادگی هاازگناهان من درگذرد. روی همین اصل به بسیج سپاه پاسداران که من آن را نزدیکترین راه برای رسیدن به هدف خودمی دانستم پیوسته ام . درطول این مدتی که دربسیج بودم تنها ازخداوند بزرگ یک چیزی می خواستم وآن اینکه خداوندگناهان مرا ببخشد و رحمی کند ومرا درجوار شهداء قراردهد . درضمن اگرحقوقی به خانواده می خواستند بدهندفقط برای خرجی ماهانه بگیرند. وازپدرم وخانواده ام می خواهم که بعدازمرگ سیاه پوش نشوندوگریه نکنند. من راهم راانتخاب کرده ام وتاآخرین قطره خونم ایستاده ام وبه یاری خداخواهم ایستاد. بدنم درقبرستان چاه رئیسی دفن کنیدکنارقبرحاجی سیدعباس موسوی دفنم کنیدتا باشدکه خدای متعال به حرمت آن بدن مطهرایثاراین بنده حقیرش رابپذیرد وبرسرقبرم چنین بنگارید دوست دارم شمع باشم دردل شبها بسوزم روشنی بخشم به جمعی وخودم تنها بسوزم مازنده ازآنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ماعدم ماست حبیب علیپور