پایگاه جامع شهدا

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3

شهید فرج الله عباسپور

۱۳۶۷/۰۳/۰۴ - ۱۳۳۷/۰۷/۰۲

اطلاعات هویتی

نام:
فرج الله
نام خانوادگی:
عباسپور
نام پدر:
اسدالله
سن:
29 سال
وضعیت تاهل:
متاهل
تعداد فرزندان:
دسته‌بندی:

تحصیلات و شغل

تحصیلات:
پنجم ابتدایی
شغل:
کارگرساده

اطلاعات جغرافیایی

محل تولد:
پاقلات
محل زندگی:
محل اعزام:
محل شهادت:
شلمچه
محل مزار:
بدون مزار

اطلاعات نظامی

مسئولیت:
سابقه فعالیت:
تیپ:
لشکر:
گردان:
گروهان:
دسته:

اطلاعات شهادت

تاریخ شهادت:
۱۳۶۷/۰۳/۰۴
نحوه شهادت:
وضعیت پیکر:
مفقودالاثر

زندگی‌نامه

باسمه تعالی
((زندگی نامه))
در سال 1337 هجری شمسی در روستای پاقلات اشکنان از توابع شهرستان لامرد در خانواده ای مذهبی و مومن دیده به جهان گشود . دوران کودکی را در آغوش گرم خانواده سپری نمود و آداب و اخلاق اسلامی را از مردم خوب و صمیمی زادگاهش فرا گرفت . تا پایان ابتدایی به مدرسه رفت ولی به دلیل مشکلات مالی درس و مدرسه را رها و به کشاورزی و دامداری روی آورد . با آغاز انقلاب و پیروزی مردم بر رژیم طاغوت بر خود لازم دید جهت حفظ و پاسداری از انقلاب به عضویت بسیج محل در آید . بیشتر اوقات خود را در پایگاه میگذرانید . در برگزاری مراسمات حضوری فعال داشت .
هنگامی که استکبار جهانی به وسیله رژیم بعثی عراق به ایران اسلامی حمله کرد .با عزم و اراده ای الهی وارد سپاه پاسداران شد و با شجاعتی کم نظیر به سوی میدانهای نبرد شتافت . چهار سال در جبهه های کوشک - کردستان - حاج عمران - شلمچه - مجنون - قصر شرین - هورالهویزه - دهلران - خرمشهر - شوش و فاو با دشمنان پیکار کرد . و زندگی اش را وقف جهاد کرد و همانگونه که همسرش می گوید بسیار کم به خانه می آمد و چندین بار در عملیاتها مجروح شده .
همرزمانش می گویند او نیمه های شب راز و نیازی عارفانه با پروردگارش داشت و روزها همچون شیری غران به قلب دشمنان می تاخت . سرانجام درتاریخ 04/03/67 در شلمچه قهرمانانه و مظلومانه به شهادت رسید و پیکر پاک و مطهرش در منطقه مفقود گردید. روحش شاد .

وصیت‌نامه

((وصـیت نامه )) بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم انا لله و انا الیه راجعون با سلام و درود به رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی و شهدای راه حق . اینجانب فرج الله عباسپور به شماره شناسنامه 11 تارخ تولد 1337 فرزند اسد صادره از پاقلات چند کلمه ای به عنوان وصیت عرضه می کنم . حال کشور جمهوری اسلامی ایران با یزیدان زمان در جنگ است باید تا قطره خونی که در بدن داریم از اسلام عزیز و قرآن کریم دفاع کنیم و به ندای رهبر عزیزمان لبیک گفته وبه جبهه های نور علیه ظلمت روی می آوریم تا به امید خدا کربلای عزیز و ار آن طرف بیت المقدس که قبله گاه همه مسلمانان جهان بوده فتح نماییم و از چنگال صهیونیسم جانخوار نجات دهیم. وصیت من به جوانان عزیز این است که امام را تنها نگذارند و به ندای آن رهبر لبیک بگویند و راه این شهدا ه عزیز را ادامه دهند و نگذارند اسلحه برادرانشان را بروی زمین بیفتد کسی نباشد که با آن اسلحه شهید انتقام خون شهدا را از صدامیان کافر بگیرد . وصیت بعدم این است که اگر سعادت داشتم و شهادت نصیبم شد جنازه ام را خوب تشییع نمایید و اگر جنازه ام سالم بود در مسجد بگذارید تا تمام اقومان مرا ببینند و این بدانید که اگر شهید شدم و نه به طمع بهشت و نه ترس از آتش دوزخ بلکه در راه خدا جهاد کردم و محل دفنم بغل قبر شهید عزیزم حیدر فداکار مرا دفن کنید. از مادرم می خواهم و کلیه فامیلم که برایم سیاه نپوشند و کسی برای من گریه و زاری نکند که سخت مرا می آزارد . از مادرم می خواهم مثل کوه استوار و حجاب اسلامی را رعایت و از خواهران کوچکم می خواهم که پیام خونم را به جهان صادر کنند و مشت محکمی باشد به دهان ضد انقلاب . منافقین می دانند که ما تا خون در رگهای بدنمان می جوشد از جمهوری اسلامی و امام عزیزمان دفاع می کنیم. ما با مشت گره کرده گفتیم . اماما ، اماما ، اذن جهادم بده . باید عمل کنیم و جهاد در راه خدا را از سر بگیریم . ما بارها گفته ایم وای اگر خمینی اذن جهادم دهد ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد. باید ما جوانان بسیج شویم و به گفته رهبرمان ارتش 20 میلیونی بسازیم تا رهبر عزیزمان چشمش روشن گردد . و باز همه ما گفته ایم تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست و صدای ( هل من ناصرن من ینصرنی ) ایشان به گوش تمام مردم رسیده و باید به ندای ایشان گوش داد، و به جبهه ها رفت و دوش به دوش برادران همسنگر عزیز خود با صدامیان کافر جنگید تا هر چه زودتر پیروزی کامل و نهایی را نصیب رزمندگان گردد . از مادران می خواهم که فرزندانی را در دامن خود پرورش دهند فردا سکان این کشور را بدست بگیرند . در پایان وصیت ام را تمام میکنم وباز می گوییم امام را تنها نگذارید و راه شهدا را ادامه دهید. و در پایان از کلیه پدران و مادران و برادران و خواهران عزیز انتظار دارند که ما را حلال کنند. فرج الله عباسپور