شهید غلام تقوی
۱۳۶۶/۱۱/۰۳ - ۱۳۴۸/۰۵/۰۱
اطلاعات هویتی
تحصیلات و شغل
اطلاعات جغرافیایی
اطلاعات نظامی
اطلاعات شهادت
زندگینامه
باسمه تعالی
((زندگی نامه))
دراولين روز از ماه مرداد 1348 و در خانواده اي مذهبي و متوسط در روستاي نيرائي از توابع شهرستان لامرد كودكي ديده به جهان گشود دوران كودكي را در همان روستا و در دامان پدر و مادر سپري كرد پدر و مادري با تقوا و عاشق ولايت از همان كودكي سيماي معصومانه اش حكايت از روحي بلند داشت. و قرائت قرآن را در كودكي فرا گرفت و با آداب و اخلاق اسلامي كاملاٌ آشنا گرديد. تحصيلات ابتدايي را در محل زادگاهش و دوره راهنمايي را در مدرسه خرد لامرد سپري نمود . و سپس جهت ادامه تحصيل وارد دانشسراي تربيت معلم امام صادق (ع) لامرد شد . در دانشسرا استعداد و شايستگي فراواني از خود نشان داد. و علم و تقواي او زبانزد دبيران و ساير دانش آموزان بود . دوران انقلاب از فعالان بود و بعد از پيروزي انقلاب در همه مراسمات و جشنهاي پيروزي انقلاب بسيار فعال بود . با هجوم دشمن به خاك ايران اسلامي و سيل عظيم اعزام جوانان منطقه بسوي جبهه هاي نور او نيز بهمراه دوستانش و همكلاسيهايش دواطلبانه و عاشقانه بعد از آموزش نظامي بمنظور جهاد راهي ميدان نبرد گرديد. او نيز سه بار موفق شد تا در جبهه ها با دشمن زبون بجنگد و در طول مدت حضورش در جبهه ها شاهد پرپر شدن همسنگرانش و همرزمانش بود . و همين امر موجب شد كه با عزمي راسخ و قلبي سرشار از ايمان گامهاي بعدي را استوارتر برداشته و جهت پاسداري از خون عزيزانش تا آخرين گلوله مقابل دشمن استادگي نمايد. و سرانجام آن عاشق دلباخته در تاريخ 03/11/66 در منطقه كوچار دنيا را با همه ظواهر فريبنده اش سه طلاقه كرد و به مقام رفيع شهادت نائل گرديد. . "روحش شاد باد"
وصیتنامه
وصيتنامه دانش آموز معلم شهيد غلام تقوي فرزند : محمد محل تولد : نيرايي تاريخ تولد:1/5/1348 محل شهادت : ارتفاعات كوجار تاريخ شهادت :3/11/1366 بِسمِ رَبِّ الشُّهَداءِ وَ الصِّدِّیقِین با درود و سلام به حضرت حجه ابن الحسن العسکری (عج) و نائب بر حقش امام امت و امت حزب الله و سالار شهیدان حسین ابن علی (ع) و با درود و سلام به خانواده های شهداء و با درود و سلام بر شهیدان حق که جنگیدند و خون خود را در راه هدفی بزرگ یعنی تنومند کردن درخت اسلام و ادامه دادن راه شهیدان کربلا فدا نمودند؛ وصیت نامه خود راشروع می کنم. دیر یا زود همگان کوچ را آغاز خواهیم کرد و به دیار باقی خواهیم سپرد. لحظات به تندی می گذرد و ساعات و روزها و هفته ها و ماهها و سالها می روند و با این گذر، عمرها نیز می گذرد. گروهی در اوج آرامش روح و در کمال اطمینان سفر آغاز میکنند و جماعتی در نهایت تشویش و اضطراب و در شدَّت خوف و عذاب و گروهی مؤمنند و جماعتی کافران و منافقند. گروهی پاکان و صالحان و گروهی دیگر گناهکاران و گمراهان و مفسدان. قافله مرگ همچنان پیش می رود تا مسافرین خویش را به مقصد رسانده و همه از مسافران این قافله ایم و هر لحظه همراه آن و در حال حرکت به مقصد و مأوای خویش. و بر ساکنین دنیاست که همواره در شناخت آن بکوشند و بدانند که در کجا زیست می کنند. و برای چه زیست می کنند و کجا می روند و اگر نیک بنگرند. خواهند یافت که دنیا محل زندگی موقت و میدان آزمایش است و هرگز نشاید که این وسیله فلاح را هدف قرار داده و به مظاهر اسباب و وسایلش تعلق و وابستگی پیدا کنند . ما جز مسافر نیستیم و مسافر را نشاید که وطن خویش فراموش کند و در اندیشه توشه راه نبوده و همواره در لهو و سرگرمی و غفلت به سر برد. آنان که در دام دنیا اسیرند، آن هنگام به خود آیند که ملک الموت جانشان را ستانده و آنان را به عجز و ناله و با به درخواست بازگشت به دنیا و جبران کمبودها و اصلاح خویش می نمایند. لیکن هیچ کس را چنین عودت و بازگشتی نیست و هر کس را برای انجام کاری، فرصتی دراز قبل از مرگ داده شده است و آنان که می دانند و می بینند که دنیا چیست و برای چه می زیند و به کجا روانند وهمه وقت در حال کوچ به سوی رب و معبود خویشند و در همه لحظات از گرامی ها و فسادها و ناپاکی ها بسوی خداوندشان در هجرت و سفر نور آنان در تقوا و خلوص و عشق به ذات اقدس محبوب مستقرند. که در هر لحظه در انتظار دریدن حجاب تن و پرواز به سوی ملکوت اعلایند. آری اینان را انتظار شوق مرگ و دیدار یار است و آنان وحشت مرگ و اندوه فراق دنیا و هر دو کوچ خواهند کرد. یکی در اوج خلوص و عفاف و دیگری در اوج گناه و عُصیان. یکی به سوی حیات جاودان بهشتی و دیگری بسوی زندگی پست و جزای دوزخی. پس وصیتی دارم با امت حزب الله! هر چند که من در مقابل عظمت و هیبت امت حزب الله، توان آن را ندارم که وصیتی نمایم . ای امت حزب الله در زندگی همیشه به یاد خدا باشید و از فسادها و نا پاکی ها بپرهیزید. دوّمین وصیتی که به شما امت حزب الله دارم این است که امام و انقلاب را تنها نگذارید. زیرا این نعمتی بس عظیم است که نصیب شما شده است و در سایه این انقلاب چه خوش است زندگی کردن. انقلابی که با خون جوانانی که خون آنان در سنگرشان خیابانها تا دشتهای خوزستان و کوههای سر به فلک کشیده، ریخته شده است. و اما سخنی با پدر مهربانم: پدر جان! از زحماتی که برای من کشیدی تشکر می کنم. پدرجان، درمرگ من زیاد ناراحت نباشید و خوشحال باش که چنین فرزندی داشتی که در راه اسلام فدا کردی. که از شاد و خوشحال بودن تو دشمن به لرزه می افتد. و اما مادر مهربانم! ای مادری که ما را در آغوش خودت پروریدی و نیمه شبها برمی خاستی و در پای گهواره من بی خوابی می کشیدی! مادر جان! می دانم که زیاد به من علاقه داشتی. تو هم مانند مادر علی اکبر استوار باش و در مرگ من ناراحتی به خود راه نده و الگویی باش برای دیگر مادران شهدا. و اما برادرانم! شما هم افتخار کنید که چنین برادری داشتید و از شما می خواهم که درستان را رها نکنید و همیشه در خط اسلام و انقلاب باشید. و سخنی دارم با شما خواهرانم! در مرگ من زیاد گریه نکنید و در مقابل سختیها مقاومت نمائید. و حجاب اسلامی را رعایت نمائید. زیرا حجاب اسلامی شما کوبنده تر از خون سرخ من است و پشت دشمنان اسلام را به لرزه در می آورد. و سخنی دارم با دوستان مهربانم! امیدوارم که نگذارید سلاح از دست افتاده من به زمین بیفتد و از شما تقاضا می کنم که هر روز پنج شنبه سر مزار من حاضر شوید و دوست خودتان را دیدار نمائید. در پایان از پدر مهربانم می خواهم که اگر جنازه من به دستتان رسید مرا در قبرستان لامرد در کنار قبر برادرم محمود به خاک بسپارید. و السلام غلام تقوی
نیاز به ورود
برای ویرایش یا ثبت اطلاعات جدید، ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد در این بخش کلیک کنید.
نصب اپلیکیشن شهدا
دسترسی سریع و آفلاین
برای تجربه بهتر و استفاده بدون نیاز به اینترنت، اپلیکیشن را روی دستگاه خود نصب کنید.
برای نصب اپلیکیشن در آیفون: