شهید محمود اللهیاری
۱۳۶۶/۰۱/۱۹ - ۱۳۴۷/۰۲/۰۱
اطلاعات هویتی
تحصیلات و شغل
اطلاعات جغرافیایی
اطلاعات نظامی
اطلاعات شهادت
زندگینامه
باسمه تعالی
((زندگی نامه))
در اولین روز از ماه دوم سال 1347 شهر لامرد شاهد تولد نوزادی بود که بعدها مایه افتخار همه خانواده و مردم شهر و ایران اسلامی شد. پدر مهربانانه در چشمان فرزند نگریست و با ترنم دل انگیز اذان و اقامه شهد شیرین ایمان را در وجودش نثار کرد . او در محفل قرآنی پدر و پدربزرگ پرورش یافت و شش ساله بود که به محیط علم و دانش قدم نهاد . دروس ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت در لامرد به پایان رسانید . و همان سال وارد دانشسرای تربیت معلم امام صادق (ع) لامرد گردید. تا در کسوت معلمی مشعل علم و دانش را همواره پر فروغ نگه دارد.
با شروع جنگ شاگرد مدرسه عشق شد و روزها و شبها در بسیج مستضعفان تبلیغات سپاه و جهاد سازندگی به کار فرهنگی مشغول شد . و در سال 1364 پس از طی یک آموزش 45 روزه نظامی بهمراه جمعی از یاران و همدل و صمیمی عازم جبهه ها شد و زیباترین شکوه دلدادگی را در عملیات والفجر 8 را به نمایش گذاشت .
در دومین اعزامش به جبهه به عضویت لشکر المهدی (عج) در آمد و این بار ققنوس وجودش عزم سوختن داشت و د رتاریخ 18/01/66 در عملیات کربلای 8 شرکت و جان خسته را به مسلخ برد و روز بعد پس از جان فشانی های بسیار بال در بال ملائک ملکوت آسمانها را در نوردید و به معشوق خود رسید .
" می وصال گوارایت ای پنده عاشق"
وصیتنامه
((وصـیت نامه )) بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم بسم رب الشهداء و الصدیقین ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياءٌ عند ربهم يرزقون اینقدر به جبهه می روم تا شهید شوم به نام الله پاسدار حرمت خون شهداء . و با سلام و درود به پیشگاه بقیه الله اعظم و با سلام به رهبرکبیر انقلاب اسلامی و با سلام به رزمندگان پر توان لشکر توحید و شهدای اسلام و جنگ تحمیلی .وصیت نام ام مرا شروع می کنم اینک که به جبهه های نور قدم گذاشته ام سراسر وجودم را عشق فرا گرفته است . اکنون که پای در این راه پر تلاتم گذاشته ام تمام وجودم را شور و شعفی عمیق و وصف ناپذیر فرا گرفته است که هرگز نمی توانم آن را وصف نمایم . خدایا خودت می دانی که برای چه آمده ام هدف من خدایا به جز رضای تو و بدست آوردن رضایت خاطرتو نیست ، خدایا تنها برای رسیدن به وصال کوی تو به جبهه شتافته ام . هدف من فقط برای رضای خدا و احیای دین اسلام و تثبیت پایه های جمهوری اسلام است . ای حسین جان و ای مظلوم و ای سالار شهیدان و ای کسی که در صحرای کربلا در حالی که ازتو دعوت کرده بودند اما همه بیعت را شکستند . ای حسین جان اگر در آن لحظه در آن فضای گرم و خون بار کسی بفرمایش هل من ناصر تو گوش نکرد اما اکنون در کربلای ایران زمین ما همه به ندای هل من ناصر امام لبیک می گوییم و او را یاری می دهیم . اینک سخنانی دارم با امت حزب الله و همیشه در صحنه ، ای امت اسلامی ای مردم حزب الله ،ای کسانی که در صحنه های انقلاب شرکت کرده اید و می کنید ،ای کسی که در 22 بهمن 57 با امام امت انقلاب عظیم و شکوهمند خود را به پیروزی رساندید . ای کسانی که در اولین رفراندوم همه پرسی 58 رای آری به حکومت جمهوری اسلامی دادید . سعی کنید همیشه پشت سر امام و روحانیت حرکت نمائید . مبادا یک لحظه از سخنان ولایت فقیه غافل شوید مبادا یک لحظه امام را فراموش نمائید . اگر قدر امام را ندانیم دچار بلاهای عظیم و غیر قابل جبرانی خواهیم شد . مبادا روحانیت را تضعیف نمائید زیرا تضعیف روحانیت تضعیف اسلام است . همیشه به گرد این محور جمع شوید و میهن اسلامی خویش را با این سلاح از گردنه های نفاق برهانید . ای فرزندان برومند اسلام ای پیروان علی اکبر حسین ، ای دانش آموزان تربیت معلم امام صادق لامرد ، ای دوستان نگذارید اسلحه شهدا به زمین بیفتد ، شهید گریه و زاری تنها نمی خواهد شهید پیرو می خواهد ، اسلحه به زمین افتاده شهدا را بردارید و با ایثار خون خود درخت عظیم اسلام را آبیاری نمائید.ای فرزندان برومند اسلام ای دانش آموز معلمان ، تربیت معلم در اینجا سخنم با شماست همیشه سعی کنید به فکر محرومان و مستضعفان باشید و به فکر مادیات نباشید سعی کنید که خوب درس بخوانید تا بتوانید هر چه سریعتر کمبود منطقه نسبت به کمبود معلم را برطرف سازید . تو ای مادر و پدر عزیزم : پدرجان باید ببخشید که نتوانستم فرزند خوبی برای شما باشم و من نتوانستم قدر زحمتهای شما را بدانم من نتوانستم زحمات شما را جبران نمایم . پدر و مادر عزیزم شما دوست داشتید که فرزندتان را شاد نمائید ، شما آرزو داشتید که فرزندتان را داماد نمائید اما در این وسط مسئله اسلام خیلی انسان را زیر فشار می گذارد ، وقتی که اسلام در خطر باشد وجدان انسان راضی نمی شود که رفیقان و دوستانش در جبهه ها تکه تکه شوند و ما در بستر گرم و در آغوش گرم خانواده زندگی نمائیم . به فکر دیگران نباشیم . و اینک تو ای خواهرم ، خواهر عزیزم من به عنوان یک برادر به تو توصیه می کنم که حجاب را سخت نگه داری مبادا لحظه ای بی حجاب باشی ، بدان که حجاب سیاه تو از خون سرخ من کوبنده تر است . در آخر از تمام اقوام و خویشان و دوستان عزیزم می خواهم که مرا حلال نمایند و اگر ازمن بدی دیده اند به بزرگواری خودشان مرا حلال نمایند . از مسئولین امر می خواهم که اگر شهید شدم و جسدم به دستشان رسید مرا در گلزار شهدای تلخندق در کنار دیگر برادران شهیدم دفن نمایند. در آخر از پدر و مادر و برادران و خواهر و از اقوام و دوستان محبوبم در دانش سرای تربیت معلم امام صادق لامرد می خواهم که مرا حلال نمایند . محمد الهیاری
نیاز به ورود
برای ویرایش یا ثبت اطلاعات جدید، ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد در این بخش کلیک کنید.
نصب اپلیکیشن شهدا
دسترسی سریع و آفلاین
برای تجربه بهتر و استفاده بدون نیاز به اینترنت، اپلیکیشن را روی دستگاه خود نصب کنید.
برای نصب اپلیکیشن در آیفون: