شهید حسین مولایی
۱۳۶۵/۱۱/۲۸ - ۱۳۴۶/۰۶/۰۷
اطلاعات هویتی
تحصیلات و شغل
اطلاعات جغرافیایی
اطلاعات نظامی
اطلاعات شهادت
زندگینامه
باسمه تعالی
((زندگی نامه))
در تاریخ 6/7/1346 در خانواده ای روستای و دور افتاده ولی مذهبی و مومن کودکی متولد شد . پدر نام حسین را برای او انتخاب نمود تا در آینده ادامه دهنده راه مولایش حسین (ع) باشد .
در بوستان خانواده مذهبی حسین رشد کرد و غرق شکوفه های ایمان و فضیلت شد . تا کلاس پنجم ابتدایی در دبستان کشکو ادامه تحصیل داد . او در حادثه ی بی نظیر انقلاب نوجوانی یازده ساله بود که همراه والدین به تظاهرات می رفت . از شادی و نشاط پیروزی انقلاب چند صباحی نگذشته بود که تیر کینه ی استکبار انقلاب را نشانه رفت و عاشقانه عزم جهاد با دشمن کرد .
وعضو بسیج محل گردید و طی یک آموزش کوتاه بهمراه سایر جوانان اشکنان راهی مناطق جنگی شد . او بعد از بازگشت سریعاٌ و داوطلبانه خود را به سپاه معرفی و بعنوان پاسدار وظیفه انجام خدمت نمود . دوره آموزشی را در شهرستان اقلید گذرانید و مستقیم رهسپار کردستان گردید .
پس از پایان ماموریتش به محل خدمش لار مراجعت نمود و برای آخرین بار مجدداً راهی سرزمین خونرنگ خوزشتان شد . و در کربلای 5 در منطقه شلمچه و شرق بصره شرکت کرد .
او نیز در این عملیات مجروح شد و به بیمارستان بندر عباس منتقل گردید . او را بدلیل جراحات وارده از بندر عباس به بیمارستان لاهیجان انتقال داده اند ولی متاسفانه جراحات او آنقدر زیاد بود که او در همان بیمارستان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
یادش گرامی باد
وصیتنامه
((وصـیت نامه )) بســـــــــمِ الله الرَّحــــمنِ الرَّحـــــــــــــیم بسم رب الشهداء و الصدیقین پدر عزیز و مهربانم ابتدای وصیت نامه ام از این دعای بزرگ و روحبخش از امام سجاد (ع) شروع می فرمایم که : ((خدایا رحمت فرست بر محمد بنده فرستاده خود و آل محمد رحمتی بلندتر و برتر از همه رحمتها و بر فراز کنگره کاخ درودها ، رحمتی که در مدتش پایان نمی پذیرد و شماره اش قطع نمی شود از کاملترین نمونه رحمتهایی که بر یکی از دوستانت گذشته است زیرا توئی عطا بخش ، ستوده آغازکننده بجا آورنده هر چه بخواهی . خدایا همانا که من نبریدن از غیر و به پیوستن به تو دل را پیراسته ام و سر و پای به سوی تو روی آورده ام و از کسی که خود به عطای تو محتاج است روی برتاخته ام )) سلام و درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب و بت شکن زمان پیر جماران حضرت روح الله الخمینی و سلام بر شیر مردان صحنه نبرد که حسین وار شمشیر بر می کشند تا فتنه را از عالم برکنند و سلام و درود بی پایان به شهیدان به خون خفته تاریخ که بر تارک تاریخ درخشیدند و به ما راهیانشان گرمی و نور لازم بخشیده اند . ای پدر عزیزم: که از بدوه تولدم تا کنون با هزاران زحمت و مشقت جهت امرار معاش من غربتها کشیدی و زحمت کشیدی و هم اکنون همچون کوهی استوار شبانه روز در برابر تختم استاده ای و پاهایت ورم کرده جداٌ مرا حلال کن و سلام مرا به مادرم جگر گوشه قلبم برسان و به مادرم بگو تا مرا از دل و جان حلال کند که شاید در طول مدت زندگی بساحت مقدسش بی ادبی کرده باشم . مادر عزیزم : تو برای من از پدر ارجمند و زحمتکشم بیشتر زحمت کشیدی تا پاسی از شب در بالای گهواره من بیدار ماندی و خواب شیرین را از جان مبارک گرفتی . مادرم دیگر بار مرا حلال کن چرا که حق تو بیشتر از اینها می باشد که نوشته ام . مادر عزیزم من مرگ سرخ را مانند دیگر شهداء برای احیای دین مقدس اسلام انتخاب کرده ام و بنده غیر خدا نشده ام تا شما را در روز قیامت در محضر زهرای مرضیه سرافراز باشید. آری ای پدر و مادر و برادران و خواهران عزیز برای من گریه نکنید و سیاه نپوشید زیرا بر این امر واقفید که امروزه اگر خانواده ای شیهد نداشته باشد در برابر سالار شهیدان حسین (ع) شرمنده می باشد . ای پدر، زمانی که در لار مشغول خدمت بودم یک شب در خواب دیدم که یک سید جلیل القدری با صورت نورانی و بشاش به من فرمود حسین گفته لبیک ای مولا ، فرمود نام تو حسین است کفتم بلی فرمود تو صدای هل من ناصرن ینصرنی حسین را می شنوی ، گفتم بلی ، بعد از این خواب دیگر از چشم پرید و بخواب نرفتم و از آن شب به بعد عزم و اراده کردم و به صدای حسین مظلوم تاریخ ندای مثبت بدهم و به میادین نبرد و وادی نور و شرف و مردانگی بشتابم زمانی که روی تخت بیمارستان خوابیده بودم به پدر و برادرم عرض کردم آیا راضی هستی که من شهید بشوم پدرم با آرامی و متانطی خاص فرمود انا لله و انا الیه راجعون . امیدوارم که بهتر بشوی. و اما سخنی دارم با مردم شهید پرور کشکویه ، مردم زحمت کش کشکویه از دو گروه و قشرمحل مخصوصأ آنهایی که در مراسم شهادتم شرکت می کنید و در وحله اول از امام امت پیروی کرده و پیرو ولایت فقیه و روحانیت متعهد باشید . در وحله دوم از شما می خواهم که در صفی واحده وحدت و یکپارچگی و مودت و دوستی خود را نسبت به همدیگر حفظ کنید و کلیه مسائل محلی و قومی را کنار بگذارید با هم صمیمی باشید که دنیای فانی و مانند مسافر خانه ای بیش نیست و آخرالامر باید به سرای ابدی برگردید . چه بهتر که با وحدت و برادری مرگی سرخ و باشرف انتخاب کنید . که راه محمد ( ص ) و علی ( ع) است. ای پدرم به تو تاکید می کنم به خانه تک تک مردم از خویش و قوم از اشکنان تا کشکو و همه و همه مردم کشکو بروید و سلام مرا به آنها برسانید و از زبان من آنها را به وحدت دعوت کنید و برای چندمین بار از پدر و مادر و یک به یک برادرانم و دوخواهرانم که زحمت مرا کشیده اند و از من عیادت کرده اند بی نهایت متشکرم و مرا حلال کنید . و حال اگرکه شربت شیرین گوارای شهادت بنوشم در عزای من سیاه نپوشید . والسلام حسین مولایی
نیاز به ورود
برای ویرایش یا ثبت اطلاعات جدید، ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریراهنمای گزارش خطا یا ویرایش
شما میتوانید هر بخشی از اطلاعات این شهید را تکمیل یا تصحیح کنید. برای این کار کافیست روی نشان مداد کنار هر فیلد در این بخش کلیک کنید.
نصب اپلیکیشن شهدا
دسترسی سریع و آفلاین
برای تجربه بهتر و استفاده بدون نیاز به اینترنت، اپلیکیشن را روی دستگاه خود نصب کنید.
برای نصب اپلیکیشن در آیفون: