پایگاه جامع شهدا

لوگو پایگاه جامع شهدا
لوگو

پایگاه جامع شهدا

مرجع اطلاعات شهدای ایران

نسخه 1.1.3

شهید حسن ابراهیمی

۱۳۶۵/۱۰/۲۵ - ۱۳۵۰/۱۱/۰۲

اطلاعات هویتی

نام:
حسن
نام خانوادگی:
ابراهیمی
نام پدر:
علي
سن:
14 سال
وضعیت تاهل:
مجرد
دسته‌بندی:

تحصیلات و شغل

تحصیلات:
دوم دبیرستان
شغل:
محصل

اطلاعات جغرافیایی

محل تولد:
چاه نو سفلی
محل زندگی:
محل اعزام:
محل شهادت:
شلمچه
محل مزار:
لامرد

اطلاعات نظامی

مسئولیت:
سابقه فعالیت:
تیپ:
لشکر:
گردان:
گروهان:
دسته:

اطلاعات شهادت

تاریخ شهادت:
۱۳۶۵/۱۰/۲۵
نحوه شهادت:
وضعیت پیکر:
مشخص

زندگی‌نامه

شهید ابراهیمی در سال 1349 در یک خانواده مذهبی در روستای چاهنو ده شیخ از توابع بخش لامرد دیده به جهان گشود ، دوران کودکی خود را در دامان مادری مهربان سپری کرده و هر روز وجود بر خیرش به سوی رشد و تکامل پیش می رفت ، او همچون چراغی خانواده خویش را منور و محیط را عرفانی می گرداند ، حسن پس از دوران طفولیت در سن شش سالگی قدم به دبستان می گذارد و باشور وشوق وافری دوران ابتدایی را پشت سر می گذاشت . وی در سال دوم دبستان بود که انقلاب شکوهمند اسلامی ایران آغاز می شود او نیز اگر چه سنی نداشت اما تا آنجا که می توانست برایش امکان داشت خود را در انقلاب سهیم می نمود و همپای دیگر دانش آموزان شعار استقلال آزادی و نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی سر می داد و ندای کودکانه او آن زمان در این شهر و دیار می پیچید ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سپری شدن دوران ابتدایی ، به مدرسه راهنمایی شهید ابوذر غفاری پای می گذارد در این زمان در در گروه مقاومت جهت حراست از دست آوردهای انقلاب شکوهمند اسلامی فعالیت خود را شروع کرد ، شهید بعلت مشکلات خانواده گی مجبور به ترک تحصیل می گردد و از راه کارگری به امرار معاش می پردازد و در کنار آن در برگذاری برنامه های تبلیغاتی گروه مقاومت نیز شرکت فعال داشت همزمان با رشد سنی و بدنی ، خود را همپای نبرد با دشمنان دین و قرآن می نماید و در این راستا در اواسط زمستان سال 64 به کردستان اعزام شودند و پس از اتمام مأموریت شادمان و خورسند از حضور در جبهه به محل بازگشت ، اما آرام وقرار نداشتند و در آتش رفتن به سوی جبهه می سوخت ، پس از مدتی که به کارکسب می پردازد روح نا آرامش اجازه ماندن به او نمی دهد و سرانجام همراه با کاروان سپاهیان حضرت محمد (ص) دیگر با بسوی نبردی مقدس گام برداشت و پس از مدتی نبرد با دشمنان اسلام و انقلاب سرانجام در عملیات کربلای 4 شرکت کرده و خود از نزدیک شاهد رزم بی امان سپاهیان توحید بود و پس از آن با رشادت و کمال ایثار و فداکاری در مرحله دوم عملیات ظفرمند 5 شرکت کرده و هم دوش با رزمندگان اسلام ضربات مهلکی را بر پیکر ارتش رو به زوال صدام افلقی وارد آوردند و پرواز حماسه آفرینی در این عملیات در صبحگاحی خونین دعوت حق را لبیک گفته و هم راز با فرشتگان به معراج حق تعالی رفت و خانواده و بستگان را در سوگ جانسوز خود عزادار نمود و شهد شهادت گوارایت باد ای حسن جان همنشینی با شهیدان بر تو مبارک و نظر کردن به وجه الله بر تو سعادت به امید اینکه ما ها بتوانیم راه این بخون خفتگان طریق حق را سرلوحه زندگی خود قرار داده و با حضور در تمامی صحنه های انقلاب به آرمان های مقدسشان جامعه عمل بپوشانیم.


شهید ابراهیمی در سال 1349 در یک خانواده مذهبی در روستای چاهنو ده شیخ از توابع بخش لامرد دیده به جهان گشود ، دوران کودکی خود را در دامان مادری مهربان سپری کرده و هر روز وجود بر خیرش به سوی رشد و تکامل پیش می رفت ، او همچون چراغی خانواده خویش را منور و محیط را عرفانی می گرداند ، حسن پس از دوران طفولیت در سن شش سالگی قدم به دبستان می گذارد و باشور وشوق وافری دوران ابتدایی را پشت سر می گذاشت . وی در سال دوم دبستان بود که انقلاب شکوهمند اسلامی ایران آغاز می شود او نیز اگر چه سنی نداشت اما تا آنجا که می توانست برایش امکان داشت خود را در انقلاب سهیم می نمود و همپای دیگر دانش آموزان شعار استقلال آزادی و نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی سر می داد و ندای کودکانه او آن زمان در این شهر و دیار می پیچید ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سپری شدن دوران ابتدایی ، به مدرسه راهنمایی شهید ابوذر غفاری پای می گذارد در این زمان در در گروه مقاومت جهت حراست از دست آوردهای انقلاب شکوهمند اسلامی فعالیت خود را شروع کرد ، شهید بعلت مشکلات خانواده گی مجبور به ترک تحصیل می گردد و از راه کارگری به امرار معاش می پردازد و در کنار آن در برگذاری برنامه های تبلیغاتی گروه مقاومت نیز شرکت فعال داشت همزمان با رشد سنی و بدنی ، خود را همپای نبرد با دشمنان دین و قرآن می نماید و در این راستا در اواسط زمستان سال 64 به کردستان اعزام شودند و پس از اتمام مأموریت شادمان و خورسند از حضور در جبهه به محل بازگشت ، اما آرام وقرار نداشتند و در آتش رفتن به سوی جبهه می سوخت ، پس از مدتی که به کارکسب می پردازد روح نا آرامش اجازه ماندن به او نمی دهد و سرانجام همراه با کاروان سپاهیان حضرت محمد (ص) دیگر با بسوی نبردی مقدس گام برداشت و پس از مدتی نبرد با دشمنان اسلام و انقلاب سرانجام در عملیات کربلای 4 شرکت کرده و خود از نزدیک شاهد رزم بی امان سپاهیان توحید بود و پس از آن با رشادت و کمال ایثار و فداکاری در مرحله دوم عملیات ظفرمند 5 شرکت کرده و هم دوش با رزمندگان اسلام ضربات مهلکی را بر پیکر ارتش رو به زوال صدام افلقی وارد آوردند و پرواز حماسه آفرینی در این عملیات در صبحگاحی خونین دعوت حق را لبیک گفته و هم راز با فرشتگان به معراج حق تعالی رفت و خانواده و بستگان را در سوگ جانسوز خود عزادار نمود و شهد شهادت گوارایت باد ای حسن جان همنشینی با شهیدان بر تو مبارک و نظر کردن به وجه الله بر تو سعادت به امید اینکه ما ها بتوانیم راه این بخون خفتگان طریق حق را سرلوحه زندگی خود قرار داده و با حضور در تمامی صحنه های انقلاب به آرمان های مقدسشان جامعه عمل بپوشانیم.



شهید ابراهیمی در سال 1349 در یک خانواده مذهبی در روستای چاهنو ده شیخ از توابع بخش لامرد دیده به جهان گشود ، دوران کودکی خود را در دامان مادری مهربان سپری کرده و هر روز وجود بر خیرش به سوی رشد و تکامل پیش می رفت ، او همچون چراغی خانواده خویش را منور و محیط را عرفانی می گرداند ، حسن پس از دوران طفولیت در سن شش سالگی قدم به دبستان می گذارد و باشور وشوق وافری دوران ابتدایی را پشت سر می گذاشت . وی در سال دوم دبستان بود که انقلاب شکوهمند اسلامی ایران آغاز می شود او نیز اگر چه سنی نداشت اما تا آنجا که می توانست برایش امکان داشت خود را در انقلاب سهیم می نمود و همپای دیگر دانش آموزان شعار استقلال آزادی و نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی سر می داد و ندای کودکانه او آن زمان در این شهر و دیار می پیچید ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سپری شدن دوران ابتدایی ، به مدرسه راهنمایی شهید ابوذر غفاری پای می گذارد در این زمان در در گروه مقاومت جهت حراست از دست آوردهای انقلاب شکوهمند اسلامی فعالیت خود را شروع کرد ، شهید بعلت مشکلات خانواده گی مجبور به ترک تحصیل می گردد و از راه کارگری به امرار معاش می پردازد و در کنار آن در برگذاری برنامه های تبلیغاتی گروه مقاومت نیز شرکت فعال داشت همزمان با رشد سنی و بدنی ، خود را همپای نبرد با دشمنان دین و قرآن می نماید و در این راستا در اواسط زمستان سال 64 به کردستان اعزام شودند و پس از اتمام مأموریت شادمان و خورسند از حضور در جبهه به محل بازگشت ، اما آرام وقرار نداشتند و در آتش رفتن به سوی جبهه می سوخت ، پس از مدتی که به کارکسب می پردازد روح نا آرامش اجازه ماندن به او نمی دهد و سرانجام همراه با کاروان سپاهیان حضرت محمد (ص) دیگر با بسوی نبردی مقدس گام برداشت و پس از مدتی نبرد با دشمنان اسلام و انقلاب سرانجام در عملیات کربلای 4 شرکت کرده و خود از نزدیک شاهد رزم بی امان سپاهیان توحید بود و پس از آن با رشادت و کمال ایثار و فداکاری در مرحله دوم عملیات ظفرمند 5 شرکت کرده و هم دوش با رزمندگان اسلام ضربات مهلکی را بر پیکر ارتش رو به زوال صدام افلقی وارد آوردند و پرواز حماسه آفرینی در این عملیات در صبحگاحی خونین دعوت حق را لبیک گفته و هم راز با فرشتگان به معراج حق تعالی رفت و خانواده و بستگان را در سوگ جانسوز خود عزادار نمود و شهد شهادت گوارایت باد ای حسن جان همنشینی با شهیدان بر تو مبارک و نظر کردن به وجه الله بر تو سعادت به امید اینکه ما ها بتوانیم راه این بخون خفتگان طریق حق را سرلوحه زندگی خود قرار داده و با حضور در تمامی صحنه های انقلاب به آرمان های مقدسشان جامعه عمل بپوشانیم.



شهید ابراهیمی در سال 1349 در یک خانواده مذهبی در روستای چاهنو ده شیخ از توابع بخش لامرد دیده به جهان گشود ، دوران کودکی خود را در دامان مادری مهربان سپری کرده و هر روز وجود بر خیرش به سوی رشد و تکامل پیش می رفت ، او همچون چراغی خانواده خویش را منور و محیط را عرفانی می گرداند ، حسن پس از دوران طفولیت در سن شش سالگی قدم به دبستان می گذارد و باشور وشوق وافری دوران ابتدایی را پشت سر می گذاشت . وی در سال دوم دبستان بود که انقلاب شکوهمند اسلامی ایران آغاز می شود او نیز اگر چه سنی نداشت اما تا آنجا که می توانست برایش امکان داشت خود را در انقلاب سهیم می نمود و همپای دیگر دانش آموزان شعار استقلال آزادی و نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی سر می داد و ندای کودکانه او آن زمان در این شهر و دیار می پیچید ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سپری شدن دوران ابتدایی ، به مدرسه راهنمایی شهید ابوذر غفاری پای می گذارد در این زمان در در گروه مقاومت جهت حراست از دست آوردهای انقلاب شکوهمند اسلامی فعالیت خود را شروع کرد ، شهید بعلت مشکلات خانواده گی مجبور به ترک تحصیل می گردد و از راه کارگری به امرار معاش می پردازد و در کنار آن در برگذاری برنامه های تبلیغاتی گروه مقاومت نیز شرکت فعال داشت همزمان با رشد سنی و بدنی ، خود را همپای نبرد با دشمنان دین و قرآن می نماید و در این راستا در اواسط زمستان سال 64 به کردستان اعزام شودند و پس از اتمام مأموریت شادمان و خورسند از حضور در جبهه به محل بازگشت ، اما آرام وقرار نداشتند و در آتش رفتن به سوی جبهه می سوخت ، پس از مدتی که به کارکسب می پردازد روح نا آرامش اجازه ماندن به او نمی دهد و سرانجام همراه با کاروان سپاهیان حضرت محمد (ص) دیگر با بسوی نبردی مقدس گام برداشت و پس از مدتی نبرد با دشمنان اسلام و انقلاب سرانجام در عملیات کربلای 4 شرکت کرده و خود از نزدیک شاهد رزم بی امان سپاهیان توحید بود و پس از آن با رشادت و کمال ایثار و فداکاری در مرحله دوم عملیات ظفرمند 5 شرکت کرده و هم دوش با رزمندگان اسلام ضربات مهلکی را بر پیکر ارتش رو به زوال صدام افلقی وارد آوردند و پرواز حماسه آفرینی در این عملیات در صبحگاحی خونین دعوت حق را لبیک گفته و هم راز با فرشتگان به معراج حق تعالی رفت و خانواده و بستگان را در سوگ جانسوز خود عزادار نمود و شهد شهادت گوارایت باد ای حسن جان همنشینی با شهیدان بر تو مبارک و نظر کردن به وجه الله بر تو سعادت به امید اینکه ما ها بتوانیم راه این بخون خفتگان طریق حق را سرلوحه زندگی خود قرار داده و با حضور در تمامی صحنه های انقلاب به آرمان های مقدسشان جامعه عمل بپوشانیم.

وصیت‌نامه

وصیت نامه ندارد